جلسه 6 - قدم 11

به نام خدای مهربان ، سلام خدمت شما دوست عزیز و سپاسگذارم که خداوند به من فرصت داد تا جلسه ششم از قدم یازدهم رو با هم  ادامه بدیم . جلسه قرانی مون هست ، این جلسه به صورت صوتی فقط ضبط میشه و برای اینکه موضوع این جلسه رو در واقع پیدا کنم خیلی از خداوند کمک خواستم و در نهایت بهم الهام شد که بیام در مورد انفاق صحبت کنم .

سوه بقره آیه دویست و شصت و یک به بعد تا یه جایی که حالا در واقع با هم می رسیم بهش در مورد انفاق خیلی قشنگ صحبت میکنه . کلا من یه توضیحی در مورد سوره بقره بدم . یادتونه که مثلا کتاب های درسی یه جزوه ای داشت ، مثلا کتاب سیصد صفحه بود یه جزوه مثلا سی صفحه ای داشت نکات کلیدی اون کتابه ، بعد خیلی موقع ها ما اون جزوه رو فقط می خوندیم . من احساس می کنم که سوره بفره ، یعنی من همیشه می گم ، می گم که قرآن کوچکه . یعنی انگار کل مطالب قرآن گفته شده توش و یه ویژگی که داره اینه که آیه هایی که موضوعات رو در واقع توضیح میدن ، موضوع رو بسط میدن . یه سری از سوره ها خیلی سریع از یه موضوعی می پره به موضوع دیگه ای یا حتی سوره های جز سی که سوره های کوچکی ان خیلی موضوعاتشون بر می گرده به آخرت به موضوعات متافیزیکی که درک درستی نسبت بهشون نداریم . اما سوره یقره خیلی ، و آل عمران ، نسا و سوره های بزرگ حالا مخصوصا سوره بقره ، موضوعات رو خیلی خوب باز می کنه و توضیح میده در موردشون ، موضوعات اساسی ، واقعا موضوعات اساسی تو سوره بقره گفته میشه . سوره بقره رو یه وقتی بذارید چندین بار بخونیدش ، خیلی بهتون کمک میکنه برای درک بیشتر ، بحث انفاق هم از اون بحث هایی که خیلی سوال می پرسن بچه ها در موردش ، بحث بخشش ، بحث انفاق ، صدقات و و مواردی از این دست . بیاییم در موردش صحبت کنیم ، از نگاه خداوند نگاه کنیم به بحث بخشش .

خیلی تفاوت داره دیگه نگاه خداوند با نگاه انسان ها ، من تمام زندگیم سعی می کنم که از دیدگاه خداوند به دنیا نگاه کنم . خیلی به من کمک کرده در زندگی بهتر ، خیلی کمک کرده برای اینکه به قول قرآن کمتر جاهل باشم . خیلی کمک کرده برای اینکه تو زندگیم به خواسته هام برسم . خیلی کمک کرده برای اینکه ایمانم قویتر باشه امیدم بیشتر باشه . خیلی کمک کرده برای اینکه منطق اتفاقات و شرایط و رخداد ها رو درک کنم ، دلیلشون رو درک کنم . خیلی بهم کمک کرده دلیل نتایج زندکی خودم و دیگران رو درک کنم . بخاطر همینم تو تمام برنامه هام سعی می کنم که اون دیدگاهی که خداوند داره ، یعنی همون کتابی که نوشتیم و کل فایلهایی که داریم که چگونه فکر خدا را بخانیم ، از اون دیدگاه صحبت کنم ، قرآن خوب دیدگاه خداوند رو توضیح داده و در تعجبم که هزار و چهارصد سال این کتاب نازل شده ولی کسی نیومده این کتاب رو آموزش بده ، کسی نیومده بگه که آقا بیاییم ببینیم که دیدگاه خداوند چی بوده ، به جای اینکه نگاه خودمون رو داشته باشیم و سعی کنیم یه جوری در واثع بقبولونیمش به دیگران که البته که نتیجه هم نمی دهد و نداده ، بیاییم ببینیم که اصلا اساس قوانین جهان هستی چیه و قرآن چجوری در موردشون صحبت کرده . یه بارون خیلی قشنگی هم داره می باره ، جای شما خالی در پرادایس ، یه فضای بسیار بسیار روحانی و معنوی حاکم هست و این صدای رعد و برقی هم که توی فایل بیاد صدای همین رعد و برق های بارونه .

بریم سراغ سوره بقره آیه دویست و شصت و یک << مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‎﴿٢٦١﴾ میگه مثل کسی که انفاق میکنه اموالش رو در راه خداوند . اولا که انفاق رو ، چند تا نکته رو خیلی خوب توی قرآن توضیح داده ، یکی اینکه انفاق در راه خداست نه در راه خود نشون دان خود ، در راه تظاهر در راه ریا ، میگه کسی که در راه خداوند انفاق کند مثلش مثل کسیه که مثل دانه ای که هفت خوشه ازش بیرون بیاد وقتی میکاریش و در هر خوشه هم صد تا دونه باشه ، چقدر مثال قشنگیه ، چقدر مثال فوقالعاده ایه . در مورد انفاق میگه که اگر در راه خداوند انفاق کنید مثل اینه که یه دونه ای کاشته بشه از اون دونه هفت خوشه بیرون بیاد ، بروید و از در هر خوشه صد تا باشه ، یعنی هفتصد تا ، یعنی هفتصد برابر . مثال های قرآنی رو من بارها گفتم اصلا اگر که شما قرآن رو درک کنید متوجه میشید که قرآن مطالبی که گفته شده ربط داشته به حال و روز محمد ، ربط داشته به دوران پیامبر ، ربط داشته به موقعیت مردم . یعنی اگر که پیامبر مثلا اسکیمو بود توی قطب بود و قرار بود که به اون ، اون فرد که در قطب زندگی می کنه یک قبیله قطبی هستند ، اسکیمو هایی هستند در قطب ، قرار بود که به اونها قرآن نازل بشه ، مثال هاش در مورد یخ بود ، در مورد مثلا نمی دونم خرس های قطبی بود و در مورد ماهی سالمون بود و در مورد مثلا خونه های یخی بود و از این صحبت ها ، در مورد برف ، برف بود ، این برف ، اون برف و مثلا می خواست مثال بزنه مثلا احتمالا مثال برف رو می زد یا مثلا مثال ماهی رو می زد . یا مثلا مثال کسی که انفاق می کنه در راه خدا مثال یه ماهیه که تخم گذاری می کنه و هفتصد تا بچه ماهی به دنیا میاد ازش . یه همچین چیزهایی مثال می زد . این رو اگر درک کنید ، خیلی بهتون کمک می کنه که الهامات خداوند رو بفهمید ، یعنی الهامات خداوندی که به همه ما میشه به پیامبر شده به قبلی ها شده به ما میشه و به همه میشه . الهاماتیه که ربط داره به شرایط ما ، ربط داره به در واقع فضای فکری ما ، اون مثالهایی که زده میشه مثالهاییه که ما تجربه اش کردیم یا ما می فهمیمش ، مثالهای عجیب و غریبی نخواهد بود . الهامات چیز عجیب و غریبی نیست ، خیلی ساده است ، خیلی ساده است . به همین سادگی که الان دارید می بینید ، به همین سادگی که خدا با پیامبر صحبت کرده . این رو دارم از این جهت می گم که خیلی هامون ناخودآگاه بخاطر اون باورهای مذهبی مون این نگاه رو داریم که بالخره پیامبر یه شخص خیلی خیلی عجیب و خاصی بوده و این الهامات فقط به اون شده . بارها و بارها من شنیدم از افراد که مثلا میگن که ای کاش ما در زمان پیامبر زندگی می کردیم ، ما می شدیم مثلا جز یاران پیامبر و اونجا مثلا دست اول ما الهامات رو داغ داغ می شنیدیم و عمل می کردیم و می رفتیم بهشت و ، از این صحبت ها ، نمی دونن که بابا هر لحظه همه ما مثل پیامبر شرایط برای دریافت آگاهی های خداوند همیشه هست بوده و خواهد بود . و فرقی نمی کنه که کی به دنیا اومدی ، الان هم همین حالت هست ، فقط مشکل اینجاست که ما فکر می کنیم پیامبر به آدم خاصی بوده و فکر می کنیم الهامات یه الهامات خاصی باید باشند ، یه چیز مثلا خیلی عجیب و غریب باید باشه . وقتی قرآن رو می خونید و مثال های قرآن رو می زنید که مثلا خدا توی قرآن میگه مثلا خدا شرمش نمیاد که از یه پشه مثال بزنه در واقع می فهمید که خیلی کتاب ساده است ، خیلی مثال ها ساده است ، خیلی مثال ها ربط داره به اون چیزی که دوران پیامبر مردم و پیامبر می فهمیدن و درکش می کردن . بعد همین الگو رو همین منطق رو بذارید برای الهاماتی که خداوند به شما در حال حاضر میکنه . اگر اینا رو بقل هم بذارید خیلی بهتر درک می کنید . این در واقع این منطق قرآن خیلی به من کمک کرده که درک کنم الهاماتی که دریافت کنم توی زندگیم و بهشون عمل کنم و بفهمم که اصلا از طرف خداونده . یکی از ، گفتم یکی از مهمترین باورهایی که باعث میشه شما الهاماتتون رو دریافت کنید و بهش عمل کنید و باور کنید اینه که باور داشته باشید که لایق دریافت الهامات هستید و باور داشته باشید که خداوند در هر لحظه داره به همه اگاهی ها رو میده .

در قرآن هم میفرماید فالهمها فجورها و تقواها ، همیشه با شش هفت تا قسم ، بعد از شش هفت بار قسم خوردن به ماه و زمین و دریا و کوه و دشت خدا میاد میگه که خیر و شر شما به شما الهام میشه . انقدر تاکید میکنه در مورد این آیه . ولی خیلی از ماها می گیم نه ، نه بابا مثلا مگه میشه ، من گناهکار ، من نمیدونم فلان ، اصلا به من چی الهام کنه ، چجوری بگه . در صورتی که خداوند به همین سادگی و با همین مثالها هر لحظه داره با ما صحبت می کنه و دلیل زندگی من و زیبایی زندگی من و ارامش زندگی من و خوشبختی من در تمام جنبه ها و اون چیزی که توی زندگی من هست اینه که تا اونجایی که حالا باور داشتم و ایمان داشتم الهامات رو دریافت کردم و باور داشتم که خداوند در هر لحظه با همه ما صحبت میکنه و کافیه که من قلبم رو باز کنم و دریافت کنم و از همین مثال های ساده استفاده میکنه خداوند ، اصلا چیز پیچیده نمی گه . در واقع در سطح خودت در شرایط خودت با خودت صحبت میکنه . و گفتم که در مورد بحث انفاق هم مثل خیلی چیزهای دیگه ما نتونستیم از دیدگاه خداوند نگاه کنیم دیگه . من خیلی دوست دارم که هی دیدگاه خداوند رو گسترش بدم . دیدگاه خداوند از دید خداوند نگاه کردن به دنیا باعث میشه که ما زندگی رو خوب درک کنیم و منطق اتفاقات رو درک کنیم ، دلیل شرایط رو درک کنیم . در واقع دلیل خوشبخیت و بدبختی خودمون و دیگران رو درک کنیم . اگر که بتونیم که قوانین خداوند رو درک کنیم ، اکر که بتونیم از دیدگاه خداوند به قضیه نگاه کنیم . در مورد انفاق هم همینه و خیلی خیلی این جلسه می تونه نگاه شما رو کاملتر کنه در مورد قوانین جهان هستی . هم در مورد انفاق هم در مورد همه موضوعات . خوب در ادامه خداوند می فرماید وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‎. خداوند اضافه می کنه ، حالا تو ترجمه نوشته برای هر کی که بخواهد در صورتی که که غلط این ترجمه . من بارها گفتم یشا تفاوت داره با یرید ، اگر می خواست بگه برای هر کس که خدا بخواد وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَن یرید نمی گفت لِمَن يَشَاءُ ، خوب . یعنی یه تفاوتی هست بین اراده و خواست خداوند و قوانین خداوند . یعنی جاهایی که از شی استفاده می کنه از یشا استفاده می کنه حالا شاید یه جلسه ای در موردش اختصاص بدیم حالا نمی دونم فرصتش باشه یا نه . جاهایی که از شی استفاده می کنه در واقع به معنای این نیست که خدا می خواهد ، به معنای این که در قوانین در نظامات جهان هستی اینجوری هست ، نه اینکه خدا می خواد . میگه خداوند اضافه می کنه به زبان ما ، به زبون من میشه خداوند اضافه می کنه برای هر کسی که در مدارش باشه ، خوب . برای هر کسی که توی فضاش باشه ، برای هر کسی که توی مدار دریافت اون نعمت باشه ، برای هر کسی که در مشیت در قوانین باشه ، خوب . وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ خداوند گشایشگره ، داناست ، عالمه . خیلی خیلی مثال قشنگیه . اگر که این رو باور کنیم و بدونیم با انفاق کردن هفتصد برابر به ما بر میگرده ، انفاق کردن در راه خداوند اونوقت خیلی راحت ، یعنی باور فراوانی رو داره چجوری توی ذهن ما جا میده ، خیلی راحتر انفاق می کنیم . بچه ها من در هیچ جای قرآن به این نقطه نرسیدم ، به این نتیجه گیری نرسیدم که انفاق کردن به دیگران کمک کنه . هیچ جای قرآن . خوب حالا تو همین سوره هم تو آیه های بعدی در موردش صحبت می کنه خداوند . هیچ جا نگفته شما انفاق کنید به بقیه کمک می کنید ، یعنی به اون کسی که انفاق رو دریافت کرده کمک می شود . هیچ جا نگفته . گفته به شما کمک می شود ، به شما کمک می شود ، خوب . یعنی اینم از اون حرفهاییه که خیلی از ماها اشتباه می کنیم ها ، من یه فایلی رو گذاشتم به نام ، توی سایت گذاشتم به نام ، اسم فایل اصل بقای اصلح و توضیح دادم که اصلا این اصل چجوری کار میکنه ، جهان داره چجوری کار میکنه از این صحبت ها . و خیلی ها مثلا وقتی اون فایل رو نگاه کرده بودند هی داشتند فکر می کردن که ما نباید به بقیه کمک کنیم ، یعنی فکر میکردن که آقا اگر ما به بقیه کمک کنیم داریم باعث می شیم که بقیه پیشرفت کنن . حالا این کمک مالی باشه هر چی باشه . خدا می گه که نه اگر به بقیه کمک کنی تو پیشرفت می کنی . یعنی شما ممکنه به یک بابایی پول بدی انفاق کنی ، کمک کنی صدقه بدی اون بابا بره مواد مصرف کنه خودش رو بکشه . یعنی ممکنه طرف خیلی ، بارها و بارها دیدم دیگه افراد مثلا کمک کردن به افرادی که ، افراد نامناسب بودن و طرف این کمکه بدبختش کرده . من یکی از بازیگرهای خیلی خیلی معروف هالیوود هست اسم نمی برم . این بسیار بسیار پدر ثروتمند و پدرش هم بازیگر بوده ، موفقی داشته و اینا و باباهه هم تمام تلاشش رو کرده که این بچه مثلا خیلی موفق بشه ، بعد بچه از یه جایی به بعد دیگه میره توی در و دیوار و میره سراغ مواد و مشکلات اخلاقی و اینور و اونور و خیلی جالبه که وقتی که باهاش مصاحبه میکنن میگه بزرگترین اشتباه پدر من این بود که من وقتی دبیرستانی بودم پدر من مرسدس بنز خرید . یعنی اون باعث شد که اصلا من از راه بدر بشم . حالا نگاهه اینه که اون بخششی که پدر من به من کرد ، یا اون لطفی که کرد یا اون که مثلا حالا پدره می خواست مثلا بهش حال بده یا مثلا جلو بقیه مثلا خیلی پسرش اعتماد به نفس داشته باشه و خوشحال باشه و و و و هر چیز دیگه ای می گه این بدترین بلا بود که سر من اومد . اگر پدر من این کار رو نمیکرد من به این مسائل دچار نمی شدم ، من از همون موقع که این ماشین رو داشتم شروع کردم به رفیق بازی و شروع کردم به مثلا ارتباط های نامناسب و و و فلان ، بعد دیگه رفتم سراغ مواد و ابن بلا سرم اومد .

در واقع اگر شما از دید خداوند نگاه کنید متوجه می شید که فی سبیل الله بشه ، تنها حالتی که یک انفاقی فی سبیل الله بشه این حالته که باورت این باشه که آقا من دارم کمک میکنم اصلا مهم نیست که طرف اصلا از این کمکه استفاده می کنه ، نتیجه می گیره ، خوشبخت میشه ، بدبخت میشه ، میره باهاش مثلا معتاد میشه ، یا میره باهاش یه غذایی میخره سیر میشه یا هر چیز دیگه ای ، فارق از اینکه این پولی که من کمک م یکنم یا صدقه ای که من میدم یا ارفاقی که من می کنم چه نتیجه ای برای اون داره این برای خودم خوبه ، برای پیشرفت خودم خوبه ، برای بزرگ تر شدن ظرف خودم خوبه ، خوب . یعنی فی سبیل الله تنها حالتش اینه ها . اگر کوچکترین نگاهی داشته باشیم که من دارم به یکی کمک می کنم که زندگیش متحول بشه یا دارم کمک میکنم که از این منجلاب بیاد بیرون یا کمک می کنم خوشبخت بشه یا هر چیز دیگه ای فی سبیل الله نیست ، شرک میشه . جای در واقع کار ، فکر می کنیم داریم در واقع کار خدا رو انجام میدیم ، خوب . یه ، یه بنده خدایی بود جز انجمن معتادان گمنام ، این می گفتش که ، می گفت من ، تو امریکا هم بود ، می گفتش که من یه دوست دختری داشتم ، این خیلی هوای من رو داشت ، خیلی من رو دوست داشت ، همیشه مثلا به من کمک میکرد ، پول به من میداد ، من سریع می رفتم باهاش مواد میگرفتم و اینا ، خلاصه ، ولی عاشقم بود ،  عاشقم بود و همه کار هم برام می کرد . بعد می گفتش که منم معتاد بودم اصلا عشق و مشق و اینا که حالیم نبود که من فقط دنبال یه جا می گشتم یه موادی بزنم و یه پولی داشته باشم برای چه می دونم اون ، فردام ، در واقع ، بتونم فردام در واقع مواد پیدا کنم بزنم . بعد می گفت خلاصه نمی دونم دله دزدی کردم چکار کردم انداختنم زندان ، این دختره اومد و کلی وسیقه گذاشت و در به دری کشید و نمی دونم پیگیری کرد و اینا تا ما از زندان اومدیم بیرون . از زندان اومدم بیرون و من رو برد خونشون کلی مثلا مداوام کرد کلی مثلا بهم مثلا هر بار برام میوه می گرفت و غذا می گرفت و فلان می کرد و اینا و می گفت ببین دیگه بیا سالم شو من همه جوره کمکت می کنم که حالت خوب بشه و پیشرفت کنی و موفق بشی و اینا ، همه کار هم برام می کرد . تا اینکه پدر و مادرش توی شهر دیگه ای بودن و یه مشکلی برای پدر و مادر این دختره بوجود اومد بعد این دختره گفتش که من الان  خوب یه مدتی پیش تو بودم کمکت کردم شرایط رو برا فراهم کردم ، الانم اینجا خونه در اختیار تو همه چی هست ، غذا برات کلی تو فریزر گذاشتم ، کلی برات مثلا وسیله مسیله گرفتم ، شرایط رو برات فراهم کردم . من یه دو روز سه روز میرم فلان سهر برای اینکه پدر و مادرم سر بزنم ببینم مشکلشون چیه و بر میگردم تا تو اون موقع همه چی داری غذا داری ، انقدر هم پول گذاشتم خونه که حالا چیزی نیاز داشتی بتونی بخری تا من برگردم . حلاصه این بنده خدا که معتاد بود می گفتش که آقا این پاش رو از در گذاشت ، من زنگ زدم به یه شرکتی گفتم آقا می خوام اساس کشی کنم ، چند تا کامیون بفرستید . م یگفت خلاصه اینا ماشین ها رو فرستادن و منم با یکی هماهنگ کردم ، گفتم که یه سری وسیله خونه دارم چند می خری ، اونم اومد نگاه کرد گفتش که مثلا انقدر می خرم ، منم گفتم باشه ، پولش رو بده الان ماشین میاد بار میزنه می فرستم به آدرسی که تو بهشون میدی . خلاصه هیچی دیگه کل خونه رو جارو کردیم خالی کردیم رفت و همه پولها رو برداشتم در رفتم . دختره بعدا اومد و خلاصه با چه صحنه ای روبرو شد دیگه خودتون می تونید حدس بزنید و چه فکر هایی کرد بازهم خودتون می تونید حدس بزنید .

بعد اون موقع این بنده خدا گفت ، گفت من معتاد بودم ، من حالیم نبود ، این می خواست برای من کار خدا رو انجام بده . این ، این می خواست زندگی من رو متحول کنه در صورتی که من اصلا آمادگیش رو نداشتم . این هر کاری کرد به جای اینکه به من کمک کنه بیشتر باعث می شد من بیشتر مواد بزنم . و این اون چیزیه که خیلی ها درکش نمی کنن . ما آدمها احساساتی هستیم و اینکه من دارم می گم ، منم درکش نمی کنم درست ها ، یعنی به این شکلی که دارم می گم خودم نمی تونم بگم به همین شکل درکش کردم یا حداقل خیلی بهتر از درک به همین شکل عمل کردم تو زندگیم . ولی واقعا سعی می کنم که به این شکل درک کنم و به این شکل عمل کنم . خوب ، ما آدمها احساساتی هستیم ، آدمها خیلی زود هیجانی میشیم ، ما آدمها فکر می کنیم که می تونیم زندگی بقیه رو تغییر بدیم ، ولی قاعده کلی جهان اینه که هرگز ، هرگز به اندازه سر سوزنی قدرت تغییر زندگی دیگران رو نداری . هرگز ، و تو به اندازه کل جهان قدرت تغییر زندگی خود را داری برای همیشه . این قانون ابدی جهانه . به همین دلیل من سعی کردم ، خودم کمک هایی که حالا انفاق هایی که دارم به بقیه اصلا تو ذهنم نزارمشون . یعنی اصلا یادم نباشه . خیلی موقع ها نود و نه درصد اون چیزهایی که من کمک هایی که به بقیه کردم یادم نمیاد هیچ وقت . بخاطر اینکه اصلا برای اونا نبوده . اصلا فکر نکردم با کمک من اونا نتیجه ای می گیرن ، برای خودم بوده . و باور کنیم ، باور کنیم که با کمک کردن به دیگران ، اگر با این نگاه کمک کنیم واقعا داریم به خودمون کمک می کنیم ها ، داریم فی سبیل الله کمک می کنیم . اما اگر این نگاه باشه که طرف رو زندگیش رو نمی دونم درست می کنیم و نمی دونم بعدا منت میاد توش ، بعدا توقع میاد توش ، توقع میاد توش . وقت یکه به یکی کمک می کنیم با این نگاهی که دارم به اون لطف می کنم دارم به اون حال میدم ، دارم به اون فلان می کنم ، خیلی متوقع می شیم ازش که اونم باید جبران کنه و اونم باید یه کار درستی بکنه یا حداقل تشکر حسابی بکنه ، زبانن حداقل و و و توقعاتی که توی روابط هست ، تو زندگی همه هست دیگه . ولی این انفاق نیست اسمش ، این فی سبیل الله نیست ، توی ایه هیا بعدی هم در موردش صحبت می کنیم . بنابراین قانون اول اینه که انفاق فی سبیل الله باشه به این معنا که برای در راه خدا باشه ، به این معنا که برای این نباشه که فکر کنیم به اون بابا داریم کمک می کنیم . برای این باشه که به خودمون کمک می کنیم . یادمون باشه که قرآن از مثال هایی ساده ای استفاده می کنه که دوره کشاورزی زمان پیامبر بوده دیگه . از در واقع کشاورزی صحبت می کنه مثلا در مورد ، اون عصر عصر کشاورزی بوده ، عصر صنعت نبوده که بگه که مثلا انفاق می کنید مثل اینه که یک نقاشی بکشید و بزارید توی پرینتر هفتصد تا ازش چاپ کنید . اگر الان می خواست بگه یه همچین مثالی می زد احتمالا .

بریم سراغ آیه بعدی دویست و شصت و دو بقره ،  الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ۙ لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ‎﴿٢٦٢﴾‏ باز هم تاکید می کنه کسانی که در راه خدا انفاق می کنند و البته انفاقشون رو با منت ، مَا أَنفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ، اونهایی که انفاقشون رو با منت همراه نمی کنن با اذیت و آزار همراه نمی کنند که به معنای اینه که در راه خدا انفاق می کنند ، برای آنها لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ ، برای آنها پاداشی است در نزد ربشون در نزد پروردگار جهانیان ، وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ، نه ترسی بر آنها هست نه غمی ، یکی از اون جاهایی که در واقع میگه ترس و غم ندارن برای کسایی که در راه خدا انفاق می کنن و توضیح میده که اونها انفاقشون رو با منیت با منت و آزار همراه نمی کنن . اینها پاداششون پیش پروردگار هست و اینها همون ، اینها چون بحثش رو کردم دیپه توضیح نمیدم دیگه . وقتی که تگاهتون این باشه که آقا من دارم به طرف کمک می کنم برای خودم اون وقت دیگه منتی نمی ذاری که می گی آقا من دارم برای خودم کمک میکنم ، اتفاقا خیلی هم خودخواهانه دارم عمل می کنم . دارم کمک می کنم به تو یا به هر کس دیگه ای ولی برای خودم دارم کمک می کنم . این ممکنه اصلا کمک من اصلا بهش ضربه بزنه ها من نمی دونم . من برای خودم دارم کمک می کنم . من خودم هر باز که می خوام کمک کنم به کسی ، این سوال رو از خودم می پرسم که می گم من دارم این کمک رو می کنم برای اینکه طرف فکر میکنم با این کمک من طرف زندگیش عوض میشه ، یا فکر میکنم با کمک من خودم زندگیم بهتر میشه . اگر جواب این باشه که فکر می کنم خودم زندگیم بهتر میشه این کار رو انجام میدم . اگر جوابش این باشه که نه فکر میکنم طرف زندگیش بهتر میشه این کار رو انجام نمیدم ، میگم هنوز آمادگی کمک کردن رو ندارم ، هنوز روحم انقدر بزرگ نشده .

خوب حالا چقدر قشنگ میاد توضیح میده ، میگه ، قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ‎﴿٢٦٣﴾‏ ، میگه آقا تو سرت بخوره اون صدقه  ای که میخای با اذیت و آزار بدی به بقیه . زبان خوش ، قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ ، و رحمت ، خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ، خیلی بهتر از صدقه ایه که توش اذیت و آزار باشه ، وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ ، خداوند غنیه ، بی نیازه ، بردباره ، صبوره ، عزیزه ، بزرگه و میگه آقا پول نداری ، نمی تونی مثلا صدقه بدی ، نمی تونی کمک کنی ، اشکال نداره ، همون حرف خوب ، همون ، همون احترام . من حالا یه تجربه ای از خودم میگم . تو فایلهای سریال زندگی در بهشت هم احتمالا دیدید یا تو سفر به دور امریکا احتمالا تو سریالش من در موردش صحبت کردم یادم نیست . من خوب اون موقع که بندر عباس بودیم ، باز هم تو سایت عباس منش دات کام شاید فایلش رو دیده باشید به نام رویاهایی که ، به رویاهایت باور داشته باش یه چند قسمته فکر کنم . ما خوب تو بندرعباس که بودیم شرایط مالی اصلا خوبی نداشتم دیگه ، یعنی یه مدت اولش که رفتم کارگر بودم ، بعد که سوپر وایزر شدم البته شرایط یه ذره بهتر شد ولی ممتد نبود ، خوب . و البته که باورهای فقیرانه ای هم زیاد داشتم و خوب پولهام اصلا معلوم نمی شد چی میشد حتی اون درآمدی هم که داشتم و بعدش هم که راننده تاکسی بودم . ولی چون ما بندرعباس رفته بودیم مهمون زیاد داشتیم ، یعنی همین الانش هم مثلا فکر می کنم اگر تو فامیل های شما کسی بندرعباس زندگی کنه یا مثلا کیش زندگی کنه ، فامیل های نزدیک تون خیلی علاقه دارید مثلا موقع هایی از سال برید اونجا ، عید ها برید مثلا اونجا یا مثلا زمستون ها مثلا بیست و دو بهمن مثلا می شد خیلی ها می اومدن ، برید اونجا . چون مثلا هوا خوبه ، زمستون ها اونجا ، همین که مثلا خیلی ها برای خرید میرن ، قشم میرن نمی دونم کیش میرن ، نمی دونم لباس بخرن وسیله بخرن اینا . یعنی یه جاییه که اگر کسی فامیل داشته باشه تو بندرعباس احتمالا خیلی زیاد میره ، ما هم خوب استثنایی نبودیم توی این قضیه و خیلی ها می اومدن از آشنایان خونه ما ، ما هم خوب شرایط مالی که اصلا نداشتیم که ، غذا برای خودمون هم درست و حسابی نداشتیم . بخاطر همین هر کسی می اومد با اینکه همسرم خوب خیلی اذیت می شد از اینکه بابا مثلا ما الان آمادگیش رو نداریم ، مثلا من دوست دارم مثلا جلوی مهمونم مثلا دو نوع سه نوع غذا بذارم ، حسابی پذیرایی کنم . مثلا اینا وقتی میریم خونشون مثلا کلی پذیرایی می کنن از ما ، ما مثلا باید جبران کنیم براشون ، مثلا حداقل دو نوع خورشت باشه ، دو نوع سالاد باشه و ، خوب ما که اصلا نداشتیم که اصلا این کارها رو بکنیم . من همیشه می گفتم ، می گفتم ببین عزیزم ما الان شرایطش رو نداریم ، انشا الله یه روزی میشه که شرایطش رو داریم ، ولی الان نداریم که ، الان برخوردمون مهمه ، ما باید اون احساس ، همون غذایی که داریم بخوریم ، ولی احساس خوبی به مهمونمون بدیم . احساس در واقع این نباشه که ما از احساس این نباشه که مثلا بگه آقا عجب غلطی کردم اومدم خونه ابنا . همون چیزی که داریم ، همون یه لقمه نونی که داریم ، همون سفره رو پهن می کنیم میذایم بقل هم میخوریم بدون اینکه بخایم خودمون رو اذیت کنیم . اگر بخایم خودمون رو اذیت کنیم و خودمون رو ببریم زیر قرض یا مثلا رو فشار که مثلا برای مهمون دو نوع غذا درست کنیم که خوب روز اول می تونیم پذیرایی کنیم ، روز دوم همش تو دلمونه که آقا بلند شن برن دیگه بابا ، ما که می بینن که وضعیت ما چیه . بعد ما اصلا جا هم نداشتیم توی اون خونه ، توی اون شرایط ، توی برهه ای از بندرعباس بازم تو اون فایلها شاید دیده باشید که ما یه اتاق داشتیم کلا ، اتاقه سیمانی و سقفش هم چوبی بود ، اشپزخونه حموم و دستشویی هم نداشتیم کلا ، یعنی مشترک بود با بقیه . در واقع اون چهار تا اتاق دیگه ، سه تا اتاق دیگه که سه تا خانواده دیگه زندگی می کردن تو اون خونه . ولی تو همون اتاق ، اتفاقا همون فیلمی هم که در واقع پخش شد و ضبط شد از دوربین مهمونمون بود دیگه . تو همون اتاق ما کلی مهمون داشتیم . با اینکه مثلا میگم یه اتاق داشتیم کلا ، خونه هم نداشتیم . و بعدش دوباره جاهای دیگه که رفتیم به همین شکل و این ، این حرف خوب میدونی این احترام ، این برخورد مناسب ما تا ، مثل همین آیه ای که میگه آقا اگر پول نداری صدقه بدی ، آقا حداقل آزار نرسون دیگه . این برخورد خوب ما باعث شده بود شاید باورتون نشه ، ما مهمون هایی داشتیم که دو ماه سه ماه چهار ماه پنج ماه می اومدن خونه ما می موندن ، پنج ماه شش ماه می موندن خونه ما . یعنی بعضا افراد غریبه ای بودن ، یعنی غریبه منظورم نه اینکه هیچ نسبتی نداشته باشن ، ولی نسبت دوری تقریبا داشتند ولی مثلا چند ماه توی خونه ما مثلا می اومدن زندگی می کردن . و با همون شرایط مالی ها ، هیچ وقت هم مثلا غذای خاصی جلوشون نذاشتیم ، عمون چیزی که خودمون می خوردیم . ولی انفدر خوش بهشون می گذشت ، انقدر حالشون خوب بود ، انقدر مثلا حال ما خوب بود ، انقدر احترام بود ، انقدر مثلا دور هم حال می کردیم و لذت می بردیم که می موندن دیگه . شما اگر بری خونه کسی مهمونی طرف یه ذره احساس کنه مثلا طرف معذبه یا مثللا چه می دونم ، زن و شوهر خیلی دیدید توی این فیلمها ، شاید خودتون اصلا برخورد کرده باشید باهاش که مثلا شما میری خونه یکی مثلا یه نصف روز ، یه روز که می مونی می بینی مثلا زنه به مرده مثلا میگه فلانی بلند شو بیا تو اتاقت می خوام باهات صحبت کنم . یکی دو تا از این صحنه ها می بینی مثلا می فهمی که مثلا یا بد اخلاقی می کنن یا مثلا یه ذره بی محلی می کنن ، می فهمی که آقا دارن با زبان بی زبانی میگن آقا از خونه ما گم شو بیرون . ولی رفتار ما جوری بود که میگم نتیجه اش این بو که ماها می موندن خونه ما واقعا لذت می بردیم ، واقعا لذت می بردیم . بخاطر همین هم خدا میاد میگه که ، یعنی می خوام بگم بحث بحث پول نیست . این نیست که مثلا من پول دارم که انفاق کنم یا ندارم  . میگه آقا قول معروف ، مغقرت ، رحمت ، حرف خوب ، بخشایش ، این خیلی بهتر از صدقه ای که بخواد منت و آزار توش باشه یا حالا تو همون بحث مهمونی و در ادامه میگه که خداوند غنی و حلیمه ، شما هم به همین صفات نزدیک بشید . اگر به این صفات نزدیک بشید شما دیگه از این کارها نمی کنید .

خوب در ادامه توضیح میده ، گفتم سوره بقره ، سوره ای که موضوعاتی که حداقل باز می کنه خوب باز می کنه . بزرگترین آیه قران هم توی همین سوره بقره است که در مورد در واقع مکتوب کردن قرار داد های مالی صحبت می کنه دیگه . خیلی خوب توضیح میده ، توی سوره بقره همه چی رو باز می کنه از زوایای مختلف بررسی می کنه ، داستان موسی ، داستان ابراهیم . اینجا هم در مورد انفاق خیلی خوب توضیح میده ، هر چند آیه های دیگه ای هم هست در مورد انفاق که حالا می تونید برید تحقیق کنید ، اگر ما هم توی برنامه های دیگه ، توی جلسات دیگه وقت بود در موردش صجبت می کنیم . خداوند می فرماید :  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا ۖ لَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ‎﴿٢٦٤﴾‏ دوباره توضیح میده که باطل نکنید صدقاتتون رو با منیت و اذیت کردن . كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ که کسی که انفاق می کنه مالش رو برای اینکه به مردم نشون بده ، خودنمایی کنه ، که البته اون کسی که برای خودنمایی انفاق میکنه ، وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ ، به خدا ایمان نداره به روز آخر ایمان نداره . اینا همش حرفه ها . فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ که مثل اون شبیه مثل که تخته سنگیه که صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ که بر اون خاکیه ، که باران تندی ، شما فرض کنید دیدید یه تخته سنگی باشه تو منطقه ما توی کهکللویه بویر احمر خیلی این حالت هست . زمین ها سنگی ان حتی تخته سنگی ان ، همون رشته کوه زاگرس . یه خاکی روشونه . حالا میگه اگر یه خاکی روی سنگی باشه و اون باران تندی برش بباره چیزی نمی مونه جز سنگ سخت . یعنی بدترین زمین برای کشاورزی دیگه . شما اگر توی اون یه مقدار خاکی چیزی بکاری با یه باران تند از بین میره . میگه کسی که برای اینکه به مردم خودنمایی کنه انفاق می کنه و به خدا و روز آخر هم ایمان نداره ، مثل کسیه که ، اینه که ، اینه که خیلی از ، مثلا طرف میگه آقا من اینهمه خوبی کردم به فلانی ، این همه انفاق کردم ، این همه صدقه دادم ، این همه بخشش کردم ، هیچ ، بدبختی فقط تو زندگیم اومد . خدا گفته که بدبختی میاد تو زندگیت . میگه شبیه کسیه که داره تو زمین سنگلاخی که یه حالا تخته های سنگی هستند یه مقدار خیلی کمی خاک روشونه داره کشاورزی میکنه ، یه بارون تندی میاد خاک رو کلا جارو میکنه می بره و یه سنگی میمونه که هیچی توش سبز نمی شه دیگه . میگه آنان سودی نمی کنن . لَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُوا ، هیچ سودی نمی کنن از کاری که می کنن ، هیچ به اندازه شئی به اندازه ذره ای سود نمی برن ، وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ، خداوند هدایت نمی کنه قوم کافر رو . چقدر اینا حرف داره ها . چقدر این مثال ها مثال های دقیقیه . مخصوصا برای ملتی که کشاورزی می کنن . چقدر درسته ، چقدر بی نقصه . که آقا اگر تو ، و و زندگی ما همنیه ها خیلی ها رو دیدید برای خودنمایی انفاق می کنن . آقا زرف م یخواد یه چیزی ببخشه صد تا برنامه و جشن باید بگیرن بیاد طرف بنویسه اسمش رو ، مشخص باشه ، بعد توی می تینگ های انتخاباتی شون هی بگن آقا ما انقدر بخشیدیم ، انقدر انفاق ، انقدر بهمان ، انقدر بیسار . میگه این مثل زمین سنگلاخیه که هیچی توش نمیباره ، هیچی . هیچ به اندازه شئی اینا سود نمی کنن تو این داستان . و خداوند هدایت نمی کنه قوم کافر رو . وقتی که انسان میره تو مدار کفر از مدار خداوند خارج میشه ، دریافت نمی کنه الهامات رو ، هدایت ها رو دریافت نمی کنه ، که این سوره بقره قشنگ توضیح میده دیگه هر موضوعی رو . خیلی لذت خواهید برد که اگر این سوره رو بارها و بارها بخونید . وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‎﴿٢٦٥﴾ . مثل کسایی که اموالشون رو انفاق می کنن در ، برای خشنودی خداوند ، مَرْضَاتِ اللَّهِ ، خوب ، برای رضایت خداوند ، خوب ، ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ، برای رضایت خداوند انفاق می کنن و ، و  ، این و مهمه ها . این حرفیه که من همیشه زدم تو تمام برنامه هام و خیلی از افراد درکش نکردند ، وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ ، برای آرامش درونی خودشون انفاق می کنند . آقا همه چی برای خودمونه ها ، اینکه من میگم به اندازه ذره ای توی زندگی کسی تاثیری نمی تونیم بذاریم ، انقدر داره قشنگ میگه آقا اون کاری که داری می کنی ، حالا این بخششه میخواد مالی باشه ، می خواد بخشش روانی باشه ، مثلا یکی از دست شما ناراحته ، شما از دست یکی ناراحتی می بخشیش ، برای خودت می بخشی . بعضی ها میگن نه من ببخشم طرف پر رو میشه . بابا تو می بخشی خودت آروم می شی ، اصلا کاری به اون بابا نداریم ، اصلا قرار نیست به اون بابا بگی . اصلا تو ذهن خودت ببخشش . کسانی که انفاق می کنند اموالشون رو برای رضایت الله و البته  برای آرامش خودشون ، كَمَثَلِ جَنَّةٍ ، مثالش مثال باغیه ، زمینی بارور داره که بارانی تند بر اون می باره و میوه اش دو چندان میشه ، اگر هم بارون نباره نم باران هم کافی است که برای اینکه میوه اش دو چندان بشه ، وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ، خداوند به آنچه که می کنید آگاهه ، بیناست . چقدر قشنگ اونجا میاد میگه کسی که برای خودنمایی انفاق می کنه مثل یه همچین زمین سنگلاخیه که یه ذره هم خاک روشه ، بارون هم میاد کلا همه چی رو نابود میشه میره ، ولی کسی که برای رضایت پروردگار . البته آرامش خودش ، این رو در نظر داشته باشید ، من دارم می گم که هر کاری ما می کنیم برای خودمونه حتی داریم وقتی می بخشیم . اینهایی که دارن برای رضایت پروردگار و البته برای آرامش خودشون انفاق می کنن مثل زمینیه که باروره که بارون می باره . ما همین جا یه طوفان باران زایی اومد توی فلوریدا ، خیلی هم طوفان معروفی شد . می تونید تو اخبار ، مثلا سرچ کنید تو اخبار اینا پیدا می کنید به نام طوفان سالی ، طوفانی که بی سابقه بود میزان بارشش در تاریخ این مناطق تگزاس و لویزیانا ، فلوریدا و حتی الاباما و در واقع ایالت های بعدی ، یه باران وحشتناک ، من یه فایلی گذاشتم فکر کنم تو اینستاگرام هم در موردش ، اصلا این باران عجیب بود ، آب دریاچه اومد بالا ، اصلا یه چیزی که من تا حالا تو زندگیم این حد از باران رو ندیده بودم . بعضی ها مثلا نوشته بودن که مثلا استاد یه دستگاه می ذاشتی ببینی چند میلیمتر بارون اومده . من می خواستم بگم بابا از متر گذشته ، میلیمتر چیه . این بارون اصلا انقدر شدید بود که حد و حساب نداشت . بعد از این باران به طرز عجیبی این علف های پرادایز رشد کردن ، یعنی انقدر ارتفاعشون بالا اومده که الان می خوایم تو زمین راه بریم مثلا علف ها تا کمرمون اومده بالا ، یعنی برانی هم حریف خوردن این علف ها نمیشه . من این مثال رو قشنگ می کنم بخاطر اینکه شرایط رو خودمون داریم . میگه اگر که این در راه رضایت پروردگار باشه و آرامش درونی خودمون باشه ، اونها انفاقی می کنند که مثل این میمونه که بارونی بر زمین باروری بیاد که دو برابر بشه میوه اش و اگر بارون تند هم نباره بارون کم هم کافیه برای اینکه این اتفاق بیافته ، خدا به آنچه که می کنید بصیره ، یعنی اینکه آقا ، اینکه فیلم بازی کنید و اینا و ادا و اطفار دربیارید و آقا انقدر هم ماشاالله الان توی این جوامع مذهبی این ادا و اطفار ها زیاد شده که حد و حساب نداره . کسی نیست که بگه بابا اصلا سر خدا رو که نمیشه کلاه گذاشت که ، با ادا و اطفار که نمیشه ، خدا میگه آگاهه ، بینائه ، خدا می دونه به آنچه که ، تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ .

بریم سراغ آیه بعدی دویست و شصت و شش سوره بقره ، أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ‎﴿٢٦٦﴾‏ ، باز هم مثال مثال کشاورزیه ، آیا کسی از شما می خواهد باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که جویها در آن جاری باشد و هر گونه میوه ای در آن باشد ، و پیریش فرا رسد و فرزندانی ناتوان داشته باشد ، آنگاه آتشی بوزد و آن را بسوزاند ، خداوند اینچنین ، كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ، خداوند اینجوری آیاتش رو مشخص می کنه اگر که فکر کنید . یه ، یه چند تا موضوع رو من بگم برای اینکه آصلا کلا بحث همون ، بحث وحی و بحث قرآن و بحث این مسائل رو درک کنید . ببینید بچه ها مثلا اومده در مورد خرما و انگور صحبت کرده ، مثلا نیومده بگه در مورد مثلا چه می دونم موز و کیوی صحبت کنه ، یا در مورد مثلا میوه هایی که تو زمان تو شبه جزیره عربستان نبوده ، میوه هایی سرد سیری باشه ، مثلا در مورد مثلا چه می دونم گیلاس و مثلا هلو صحبت کنه یا در مورد مثلا گلابی و نمی دونم فلان صحبت کنه . میگه اولا که این نشون میده که قرآن بر میگرده به اون شرایط و زمانی که نازل شده ، و به اون فردی که نازل شده و موقعیت اجتماعی ، موقعیت جغرافیایی اون منطقه ، دو ، چقدر مثال خوبی میزنه باز هم برای اون فرهنگ ، توی فرهنگ قبیله ای افراد کشاورزی می کردن اغلب ، هر کسی هم که بچه بیشتری داشت مخصوصا بچه پسر بیشتری داشت موفق تر و خوشبخت تر بود ، بخاطر یتکه نیروی کار بیشتری  داشت برای کار کردن روی زمین و به همین دلیل این مثال رو زده که میگه میخای یه باغی داشته باشی ، باغ عالی داشته باشی ، یعنی مثلا باغی کلی زحمت کشیده باشی ، انگور و نمی دونم خرما و جوی و همه چی ، اب فراوان باشه ، همه چی باشه توش ، اما وقتی پیر میشی فرزندانی ناتوان داشته باشی یا فرزندانی نداشته باشی که بتونن کار کنن روی زمین و اون زمینه از بین بره ، حالا یه بادی یه آتشی چیزی هم بیاد نابودش کنه بره ، دوست داری اینجوری باشه ؟ خیلی مثال قشنگیه اگر دقت کنید ها ، خیلی مثال قشنگیه ، یعنی خیلی بهتر می فهمید که خداوند چجوری الهام میکنه ، قرآن قاعده اش چیه ، چرا آیه ها رو به این شکل آورده . می گه وقتی شما انفاق می کنید شما ، من توی ، خیلی جالبه ، توی همین مصادف شده این جلسه با دوره روانشناسی ثروت یک ، جلسه فکر کنم پانزدهم و شانزدهمش که در مورد باور فراوانی صحبت می کنم ، میگم ثروت باید جاری باشه ، ثروتی که جاری نباشه می گنده . اگر کسی در واقع ، بارها و بارها توی این در واقع مجله ها یادمه بچه بودم می دیدیم که مثلا می گفتن فلان گدا رو تو ، جنازه اش رو پیدا کردن توی جایی زیر پل یه جایی پیدا کردن بعد رفتن دیدن که آقا این یه در واقع کارتن خواب بوده یه تشک و متکای داشته زیر پل می خوابیده ، ولی وقتی نگاه کردن دیدن توی متکا و تشکش پر پول بوده ، مثلا اون زمان میلیونر بوده . و این می تونسته بهترین هتلها برای همه زندگشی ، بره تو بهترین هتلها بخوابه ها با اون پولهایی که جمع کرده بوده ، ولی انقدر بدبخت بوده که از اون پول استفاده نکرده و خیلی مثالهای دیگه ای که ماها داریم . میگه اگر که این رو نبخشی و این رو رها نکنی این میگنده ، این نابود میشه . مثلش مثل کسیه که باغی پر از میوه و همه چی داشته باشه ولی ازش استفاده نشه ، بعدش هم پیر میشه و هیچ استفاده ای نمیشه و بچه هاش هم نمی تونن ازش استفاده کنن یه باد یهم میاد و یه اتشی هم میاد و مثل همین ، جالبه همین داستان انگوری که داره میگه توی کالیفرنیا یه منطقه هست نپاولی بهش میگن ، دره نپا ، بعد این نپا ولی معروفترین جا برای انگور هایی که شراب می گیرند و بزرگترین ، فکر کنم بزرگترین منطقه در واقع شراب سازی امریکاست و انگورهایی ، اصلا آب و هواش خوراک پرورش انگوره دیگه و این آتش سوزی اخیری که اومد ، خیلی از این مزارع انگور رو نابود کرد و آتش زد و قشنگ ، مثلا یعنی الان قشنگ من می فهمم اینکه بگیم مثلا قرآن یه چیز عجیب و غریبیه گفته ، یه مثلا چیز غیر منطقی گفته ، نه این ، فَاحْتَرَقَتْ ، که داره میگه ، میگه فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ آتشی که باعث در واقع سوزوندنشون بشه الان ما داریم ، همین الان تو دوهزار و بیست داریم می بینیم که یه آتشی اومد ، اتفاقا با باد هم همراه بود و کل اون مزارع رو ، نه فقط کل اون مزارع کلی از جنگل های ردوود و کلی از اون مناطق و بزرگترین آتش سوزی فکر کنم تاریخ از لحاظ وسعت تاریخ امریکا بوده ، تاریخ حداقل ایالت اورگان و واشنگتون بوده . بعد میگه که آقا این ، این حالت اتفاق می افته وقتی نمی بخشی ، البته اگر داشته باشی و نبخشی دیگه . هر چند که اگر این ذهنیت باشه ، این ذهنیت در واقع باور فراوانی باشه که هر یک دونه هفتصد تا میده آدم خیلی راحتر می بخشه و این ذهنتیتی باشه که در راه رضای خدا باشه و ایمان به خدا و روز آخر باشه و برای خودنمایی نباشه ، برای اینکه زندگی بقیه رو متحول کنیم نباشه و برای آرامش درونی باشه ، همون چیزهایی که تا حالا گفته ، به نظر هم شرایط انقدر خوب میشه از لحاظ مالی که داشته باشی برای  اینکه ببخشی . و به برای اینکه زندگی بقیه رو عوض کنیم ، برای اینکه این جریان ثروت باعث حریان که حرکت کنه وای نیاسته ، آب یه جا اگر آب ، بهترین آب چشمه زمزم ، بهترین چشمه های دنیا هم باشه ، شما آبش رو اگر ثابت نگهداری یه جایی بعد از یه مدتی می گنده و لجن میشه . اگر رها کنی و حرکت کنه مثل باران برمیگرده دوباره توی زندگیت به صورت کاملا فرش تازه و تمییز ، یک آب تمییزی وارد زندگیت میشه به این شکلی که در واقع خداوند توضیح میده دیگه ، بخششی که در راه خدا باشه و برای منیت و آزار و خودنمایی نباشه و البته که برای آرامش درونی باشه .

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ ۖ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ ‎﴿٢٦٧﴾‏ انفاق کنید از آنچه که کسب کرده اید ، از پاکیزه هایی که کسب کرده اید ، وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ ، و آنچه که از زمین خارج کرده اید . باز هم بر می گردیم به دوره کشاورزی ، آنچه که از زمین برایتان رویاندیم . این ، در واقع این نعمت هایی که ما مثلا حالا تو کشاورزی می بینیم آدم میکاره هفتصد تا در میاد ، این اینا آدم مثلا یه قسمتی از کار رو انجام میده ، شما اگر یه مزرعه ای داشته باشی مثلا توی ، الان که خوب خیلی جاها تو ایران مثلا دیم ، مثلا شما میکاری و طبیعت کار رو انجام میده ، خاک و باد و باران و خورشید و اینا در واقع دارن کار رو انجام میدن ، شما اصلا هیچ کاری نمی کنی ، خیلی از زمین های همون مناطق کهکلویه بویر احمر و اینا ، مزارع دیمیه ، خوب ، بقیه اش رو داره خدا انجام میده ، شما فقط کاشتیش ، بعضی از چیزها هم که کاشتن نمی خواد ، خودشون در واقع درمیان ، میگه اون چیزی که خداوند از زمین براتون بیرون آورده یا اون چیزی که خودتون کسب کردید ازش انفاق کنید ، اون قسمتی که کثیفه پلیده ، خبیثه به قول قرآن ، وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ ، اون تیکه کثیفش رو و پلیدش رو که خودتون به اکراه می پذیریدش یا خودتون هم به اکراه نمی پذیریدش در واقع برای انفاق در نظر نگیرید . دوباره ادامه میده و یادتون باشه که خداوند غنی و حمید هست ، خداوند بی نیاز و ستوده است . در واقع داره میگه که این غنی بودن ، این بی نیاز بودن هی داره به خدا ربط میده برای اینکه داره ، برای اینکه گفته در راه خدا انفاق کنید دیگه . میگه اگر داری در راه خدا انفاق می کنی نه در راه ، نه برای اینکه فلانی مثلا چیز بشه ، نباید این باشه که چیزی رو بدی که خودت هم بدت میاد ازش ، تو داری انفاق می کنی برای یک خدایی که غنیه . دیگه اون بی نیازه ، تو آشغال که نمی تونی به کسی که غنیه انفاق کنی که . خداوند نیازمند انفاق تو نیست که بخوای آشغال هات رو بهش بدی که ، اگر داری انفاق می کنی برای خودت داری انفاق می کنی . و چیزی رو انفاق کن که خودت دوستش داشته باشی . توی آیه دیگه میگه ، لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ ‎﴿٩٢﴾ هرگز به بر و نیکی نمی رسید مگر اینکه انفاق کنید مِمَّا تُحِبُّونَ آنچه که دوستش دارید . خوب ،  دوباره اینجا هم میاد میگه ، میگه اون چیزی که کثیفه و خبیثه که خودتون هم دوستش ندارید اون رو انفاق نکنید خداوند بی نیازه . باز هم در واقع در مورد انفاق صحبت می کنه ، خیلی ها مثلا اون چیزی که خودشون ، یعنی در واقع کمکشون هم در واقع اشغال ریختن بیرونه . اون آشغالی که می خواسته بریزه بیرون میگه اقا حالا بدیم به این بدبخت بیچاره ها استفاده کنن . خوب ، حالا میاییم یکی از مهمترین آیه های باور فراوانی رو و تفاوت نجواهای شیطان و الهامات خداوند رو تو ایه دویست و شصت و هشت سوره بقره می بینیم میگه ، الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ‎﴿٢٦٨﴾ ، شیطان وعده می دهد يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ ، فقر رو به شما وعده می دهد ، وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ ، و شما را به فحشا امر می کند ، وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ، و خداوند به شما وعده مغفرت و فضل ، فضل ، فزونی ، هذا من فضل ربی ، این چیزی که دارم از فضل پروردگارمه . خداوند شما رو ، به شما وعده چی میده ، وعده مغفرت میده ، این رو داره در کجا استفاده می کنه در موضوع انفاق استفاده می کنه که میاد میگه که آقا اون آشغال ها رو انفاق نکنید ها ، میپه شیطان به شما میگه اگر میخوای انفاق کنی اون چیزی که نمی خوای انفاق کن ، چون اون چیزی که می خوای انفاق کنی ، اون رو مثلا اگر ده تا داشته باشی از چیزهای خوب ، ده واحد مثلا پول داشته باشی دو واحدش رو انفاق کنی میشه ده منهای دو مساویه هشت ، شما هشت واحد داری دیگه ، به شما وعده کمبود میده ، وعده فقر میده ، میگه از دست میدی ها . ولی خداوند میگه به شما وعده مغفرت میدم ، وعده رحمت میدم ، وعده فضل میدم . میگه وقتی که انفاق می کنی هر یه دونه ای که میکاری مثل دانه ای که میکاری و از هر دونه هفتصد تا دونه دیگه در میاد . من وعده فراوانی میدم ، خوب . وعده فضل میدم ، این تفاوت در واقع شیطان و خدا تو الهاماتی که به ما میشه 

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها