سوره حمد

سوره حمد | الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ‎﴿٣﴾

دوستان عزیز تو یان ایه در مورد قدرت صحبت میکنه . میگه اقا جان از کسی اطاعت کن که قدرت مطلقه ، خالقه ، همه جهان و کیهان در سیطره اونه . اقا جان من وقتی قدرت رو به هر کس و ناکسی بدم چه انتظاری از کمک خداوند دارم . چون وقتی من قدرت رو به کس دیگه ای میدم این عین شرک هست . دارم این رو میگم که خدا قادر نمیتونه و لی این ادم شاید میشناسمش بتونه . ما با این فرک ها رفتارهایی ازمون سر میزنه که حتی از زن و بچه و همسایه و رهبر و بخشدار و بایدن و از همه کس ترس داریم . حتی از شرایط اقتصادی هم می ترسیم نکنه جوری بره که بدبخیت بشیم . ولی وقتی قدرت رو تو یذهنمون فقط خالق قادر باشه یعنی رب العامین باشه دیگه ترسی نداریم که یکی بخواد به ما ضربه بزنه یا حتی خوشحال هم نمی شیم که یکی بهمون قول داده که خوشبختمون کنه . این مورد خوشبختت میکنم خیلی توی روزهای اول زوج ها موج میزنه . اره دخترت رو بده من خوشبختش میکنم یا میگه خانم یا آقا اگر با من باشی خوشبخت میشی . این ها همش واهیه . چون اون فقط قدرت داره که زندگی خودش ور درست یا خراب کنه . هیچ قدرتی نداره که کسی رو خوشبخت یا بدبخت کنه . اقا وقتی قدرت به کس دیگه ای نمیدیم حالمون با افراد خوبه چه رفتارشون خوب باشه چه بد باشه . چون می دونیم بابا این هیچ کاره است . پس احساسم رو خوب نگهدارم .

میخایم وارد ایه بعد یعنی الرحمن و الرحیم بشیم . این ایه هم مثل ایه اول یعنی بسم الله الرحمن الرحیم صحبت شد . اما اینجا میخایم یه کم بیشتر باز کنیم و بخشندگی و فراوانی رو توی ایه بیشتر درک کنیم . چون پاشنه آشیل همه ما در فراوانی و احساس لیاقته . و داره باور های ریز و درشتمون رو تحت شعاع قرار میده .

دوستان هممون از لیاقت و فراوانی درک هایی داریم . هممون این رو میدونیم . ولی موضوع اصلی اینه که چقدر توی ذهنمون این دو مورد لیاقت و فراوانی رو پذیرفتیم که با شرایط بهتر زندگی کنیم . موضوع لیاقت و فراوانی رو میشه در تمام جنبه های زندکی دید . یکی در مورد رابطه میبیه یکی در زمینه ثروت میبینه ، یکی در زمینه سلامتی و عزت نفس و مورد های بسیار دیگه . اما اینکه این ایه در مورد لیاقت چیزی داره که ما بفهمیم اینه که من وقتی درک میکنم که از اون چیزی که میخام بسیار هست و من میتونم داشته باشم و حقمه که از این همه مثلا رابطه عاشقانه یکی که خیلی عالیه را داشته باشم ، اون موقع احساس لیاقت در من رشد میکنه . وگر اگر من بیام بگم ای بابا رابطه ای نیست ، پولی نیست ، ثروتی نیست ، سلامتی کمه ، دارم خودم رو از این نعمت ها دور میکنم . یعنی خودم رو لایق همون اندازه ای هم که کمه هم نمیدونم . بگم اقا خوب اگر از این جنس کمه ، پی من حقمه که داشته باشم . چون فکر میکنیم دیگران لیاقتشون بهتر از ماست . در حالی که کمبودی وجود نداره ، فقط مثال اینکه اکر کم هم باشه خودمون رو لایق همون چیزی که هست و علی هم هست بدونیم . حالا در ادامه توضیحات بیشتر باز میشه که بهتر درکش کنیم .

ببنید دوستان بخشندگی خدا فقط این نیست که خوب میده ، بیاییم ببنیم به کی ها میده ؟ واقعا تو ی این ایه اسمی از کسی برده ؟ از مومن نام برده از کافر مشرک هم نام برده واقعا ؟ نبرده . حتی از پیامبر و امام هم نام نبرده . چرا ؟ چون بخشندگی خدا مخصوص یه عده خاص نیست . همه عالم شامل این بخشندگی میشه . چرا ؟ چون خداوند از روی چهره یا از روی رنگ یا از روی اسم یا از روی مکان زندگی به کسی نمی بخشه . بلکه به فرکانس و باور می بخشه . وقتی من خودم رو لایق ماشین فلان بدونم ،اون به من میده ، وقتی من خودم رو لایق رابطه عاشقانه بدونم بهم داده میشه . اقا فراوانی همواره در حال جریانه ، هیج موقع قطع نمیشه . چرا قطع نمیشه ، چون خداوند فقط خیر مطلقه ، چون خداوند بخشنده بی نهایته . ببینید خورشید تصمصم میگیره که به یکی بتابه به یکی نتابه ؟ نه . همچین تصمصمی نمیگیره ، چرا ؟ چون بخشندگی خدا به تصمصم نیست ، طبق قانون بدون تغییر خداوند باید داده بشه . چون تنها منبع جهان فراوانیه . چون تنها ذخایر جهان نعمته ، پس طبیعیه که باید داده بشه . ویل وقتی من میرم توی سایه وای می ایستم آیا نور حورشید رو دریافت می کنم . نه . چون من خودم رو از نور خورشید محروم کردم . خودم رو لایق دریافتش ندیدم .وقتی من فراوانی رو درک کنم که همیشه هست میگم خوب پس من همیشه قراره دریافت کنم پس میخام که بیشتر ، اقا بیشتر دریافت کنم . و باورهام رو تغییر میدم که همیشه هست و تموم نمیشه و بیشتر درخواست میدم و بیشتر استفاده می کنم .

بذارید یه چیز جالب بگم . چند وقتی بود که با نرگس ارتباز خاصی نداشتم ، ولی داشتم با خودم مرور میکردم اقا این همه رابطه عاشقانه هست . این همه خانم هایی هستن که خوش اخلاقن ، مهربونن و خیلی زیادی هستن که دوست دارن مسیر خدا رو برن ، و من رابطه عاشقانه و همسر مهربونی دارم بهم حس رسیدن میاد ، انگار دارمش و خودم رو لایق یه رابطه می دیدم توی این همه افراد عالی و رابطه های عاشقانه ای که هست و همین باعث شد فکر نرگس رو بیشتر اوی ذهنم جریان داشه باشه و بهش فکر کنم و تجربیاتی که داشتیم بهش فکر کنم و باورتون نمیشه به یک هفته هم نکشید که دیدم نرگس دازه بازم پیانم هاش بیشتر میشه ،بازم دارم همسیر میشیم با هم . میدونید من خودم رو لاق فراوانی و لایق عاشقانه ترین رابطه می دونم و می دونستم که الان دارم . چون من لیاقت بهترین ها رو دارم .

چقدر سوال های درستی . سپاسگذارم . ببینید دوستان سوره حمد رو در نماز های یومیه که حال تعدای وعده نماز هست می خونن ، چرا ؟ چون قانون تکرار باعث میشه در ذهن ثبت بشه . اقا ما اگر حتی کلمه ای جمله ای رو بدون احساس هم تکرار کنیم توی ذهن ثبت میشه و در ادامه تکرار تبدیل به باور میشه و کار میکنه . اما نکته اش اینه که وقتی با احساس بعتر این تکرار اتفاق می افته ، مثل اون تجسمی که داشتیم توی گروه داشتیم صحبت می کردیم ، باعث میشه جریان زندگی با احساس بهتر جاری بشه و وقتی به خواسته ات میرسی حالت خوبه ، اکر هم نرسی یا دیرتر هم برسی بارم حالت خوبه . چرا ، چون اون رو با احساس بهتر توی ذهنت از قبل دریافت کردی ، حال مونده تا تحربه اش کنی که آقا جان لاجرم وارد زندگیت میشه . چون قانونه که هر چی که باور کنی دریافت کنیی . اما خیلی ها برعکس تکرار میکنن و حتی احساس غم و اندوه و ترس همراهشه و هر روز زندگیشون بدتر میشه و میگن بابا من اینقدر مثلا بسم الله میکم من اینقدر الحمدالله میگم پس چرا اوضاع خوب نمیشه ؟ چون که با احسا نکزانی و ترس و غم و اندوه داره تکرار میشه .

بچه ها میخایم فراوانی و احساس لیاقت رو با ایات یاد بگیریم که وقتی به هر کلمه ای از قران برسیم این دو باور در ذهنمون تکرار بشه حتی به ایه های که کافران ومشرکان رو شماتت کرده .

خوب دوستان عزیز میخایم ایه الرحمن الرحیم رو از زاویه دیگه بهش نگاه کنیم . بچه ها هر دو کلمه با الف لام اومده و داره بخشندگی رو میگه که دست هیچ بنی بشری نیست .. چون ایه قبل در مورد قدرت مطلق جهان حرف زد که فقط سپاسگذار این رب باشیم و در ادامه میخاد ویژگی های این رب رو بگه که چیه . داره جدا میکنه با الف لام که بدونیم بابا بخشنده بودن فقط چیزی که ما داریم میبینیم نیست . چرا نیست . چون که ما هر روز داریم چیزهایی رو دریافت میکنیم که نمی بینیم . نمیدونم یادتونه مثال نرگس که از بندر عباس در مورد اون شبی که بلال خوردیم گفته . اقا از کجا میدونستیم که اون چند تفر قراره بهمون بلال بدن و حتی شب بیان بلال بذارن زیر بالش و حتی پول بزارن زیر کیفمون . اقا انقدر دقیق جاسازی کرده بودن که نگو . اقا این بخشندگی رو ما ندیدیم کی اتفاق افتاد ، نمیدونستیم این هم میشه . ولی میدونستیم که خدا میتونه جایی بده که فکرش رو هم نم یتونیم بکنیم . اقا اول صبح با این موضوع روبرو شدیم ، نرگس گفت پول ذو چرا گذاشتی زیر کیف ؟ گفتم کدوم پول ؟ گفت پوله زیر کیفه . بعد که به بلال فکر کردیم ، تازه متوجه شدیم که کار خدا بوده که اون چند رو مامور کنه بیاد بما کمک بشه . فقط چند ساعت تو شک بودیم و داشتیم گریه م یکردیم از این عظمت خدا . اقا اگر این بخشندگی نیست پس چیه . تازه این گوشه هایی از امعجزات سفرمون بود .

دوباره میخام بگم که بخشندگی یه مدل دیگه هم داره . میدونید زایش و تولید یک نوع بخشندگی دیگه هم هست . ببینید این گل هایی که توی خونه دارید ، ایا رشدش متوقف میشه ؟ ایا میخشکه ؟ حتی بهش اب یا نور هم بدی ؟ نمیشه ، چرا ؟ چون خداوند بخشندگیش رو با زایش و تولید نشون میده و همه چی رو اداره میکنه . دیدم وقتی نهالی کم جونه نیاز به رسیدگی داره ، ولی د رحال زایشه ، وقتی بزرگ شد خودش میوه میده ، اولش کم باره ، ولی وقتی هر چقدر بزگ تر میشه بیشتر میده . چون قانون جهان در فراوانیه ، چون قانون اینه که همواره باید نعمت ها بیشتر بشه . وقتی هم که نعمت ها بیشتر میشه ، و می بینیم که داره بیشت رمیشه خیالمون راحته که اره ما هم می تونیم داشته باشیم . خودمون رو لایقش می دونیم . اخ خدای من چقد ردرک این به اطمیانی بودن خدا کمک میکنه ، چقدر قلب ادم اروم میشه که بابا ندو این همه از زندگی لذت ببر . بقیه اش درست میشه . تو از زندگی از همون چیزهایی که داری لذت ببر ، بهت بیشتر داده مشه .کی از زندگی لذت میبری ، زمان یکه خودت رو لایق دریافت میدونی و میگی حقمه که داشه باشم و خودت رو در فرکانس دریافت قرار میدی و حالت خوبه و احساست خوبه . وقتی هم که بخاطر لیاقت احساست خوبه نعمت های بیشتری رو دریافت می کنی .

حالا بیایید مفهوم دیگه ای از تولید و زایش رو در ذهنمون بررسی کنیم . ما توی دوره تندخوانی در مورد حافظه به صورت کامل توضیح دادم که چطور کار میکنه ، خیلی بهش اشاره نمی کنم . فقط میخام بگم استراتژی و مکانیزم حافطه کوتاه مدت با تکراره . یعنی وقتی داری به چیزی توجه میکنی اون رو وارد حافظه کوتاه مدت میکنی و از جنس همین چیزی که وارد شده از حافظه بلند مدت وارد حافظه کوتاه مدت میشه و شروع میکنه به تکرار ، حالا یا چیز جالبه یا چیز ناجالبیه ، چون برای حافظه مهم نیست چیه . وقتی تکرار میشه ، ما لاجرم می افتیم توی سیکل تکرار و دیدن نمونه های ابن مکررات . و بعد می بینیم چقدر رفتبم داخل این موضوع که حتی یا احساسمون خیلی عالی شده یا برعکسش احساسمون خیلی نا جالب شده . به این رو بهش میگن زایش ، یعنی تولید ، یعنی بخشندگی . چون ذهن ما دقیقا قدرت و مکانیزم خدا رو داره که باید تولید کنه . حالا هر چیزی که ما اگاهانه یا نااکاهنه بهش بدیم برامون تولید میکنه .و تبدیل به باور میشه و باورهم به شکل رفتار در زندگی مون نمود پیدا میکنه

دوستان الرحمن الرحیم داره میگه اقا قانونه که اون فقط داره میده ، آیا ما داریم میگیریم یا قایم شدیم توی سایه . و خیلی به نکته خوبی اشاره کردی . بذارید اینجوری گفته بشه که وقتی ما باور فراوانی رو داریم و قبول میکنیم که ادم خوب زیاده ، اون موقع خودمون رو با ادمهای نامناسب هماهنگ نمی کنیم ، وقتی پذیرفتیم ، داشتم می نوشتم میدونیم ، ولی دانستن با پذیرفتن زمین تا آسمون فرقشه ، وقتی پذیرفتیم که فراوانی نعمت ها هست ، وقت خودمون رو به چیزهای الکی صرف نمی کنیم ، ببینید کی ما به یک رابطه می چسبیم ؟ وقتی فکر می کنیم که دیگه رابطه ای وجود نداره بزار بسازم و بسوزم ، یعن یخودمون رو وقف رابطه ای می کنیم که هیچ چیزی برای ما نداره و خدا هم میگه بله چشم و ما رو در ناجالب ترین شرایط غرق میکنه . کی ماشین خوب سوار نمی شیم ، زمان یکه چسبیدیم به یک ماشین قراضه و هی چادر روش می کشیم و مراقبیم رنگش نره ، چرا ؟ چون باور داریم دیگه نیست ، خودمون رو لایق همین ماشین قراضه می دونیم و تا انها بخونید داستان رو .

مطالب مرتبط

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها